جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
508
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
نظامى آن در ايران تلقى شده بود . ازاينرو دلايل وافى هست كه روسيه به اين ايالات ايران با نظر ساده و بىعلاقه نگاه نمىكند . سريوستين . شيل كه وزير مختار بريتانيا در ايران و بنابراين از جريان امور نيك آگاه بود موضوع را منعكس و تائيد نموده است چنان كه مىنويسد : « در اينكه دولت روس از ديرباز دوچار آز تصرف گيلان بوده است امر تعجبآورى نيست و همهء دلايل حاكى است كه آنجا براى او منطقهء متصرفى مطلوبى خواهد بود نزديكى آن به خاك روسيه و ثروت طبيعى و امكانات اصلاحى آن و شرايط آسانى كه براى دفاع دارد كه از يك سو به كوه محدود و از طرف ديگر به وسيلهء دريا مسدود است و بعلاوه سراسر آن ولايت را هم باتلاق و جنگل فراگرفته است » . خطرات اقليمى - از طرف ديگر جاى تأمل و ملاحظه است كه اگر ايشان در صدد اين كار برآيند آيا اقدامى قرين صرفه و يا آنقدر آسان است كه در ظاهر مىنمايد و بايد خاطرنشان ساخت كه نقطهاى با اين ارتفاع و ضمنا اين همه بد آبوهوا در تمام دنيا نظير ندارد . روسها بار ديگر هم بواسطهء بدى هوا آنجا را رها كردند . گيلان گورستان آن عده از اروپائيان گرديده است كه تقديرشان توقف در آنجا بوده است . در پنجمين سفر هيئت كمپانى انگليسى مسكوى در شمال ايران در سال 1568 - 1574 در ظرف پنج هفته پنج تن از متصديان آن وفات كردند و دو نفرى هم به قتل رسيدند . سررابرت شرلى و سرددموركتن هردو به شرحى كه بيان شد در سال 1627 جان سپردند . موقعى كه التون و هانواى تجارت انگلستان را از طريق درياى خزر در قرن هجدهم احيا مىكردند پنج نفر از پانزده تن اروپائى كه در آن كار شركت داشتند بين سالهاى 1740 - 1744 در قزوين مرحوم شدند و در سال 1744 تمام اروپائيان مقيم رشت ناخوشى تب و نوبه و غيره داشتند . نمايندگان كنسولى روس